بایگانیِ دستهی ‘جالب ترین ها (interesting)’
جالب ترین ها
ارسال شده توسط irjavan در دسامبر 22, 2009
در واپسین ماههای حیات، هیتلر، مبدل به مرد افسرده و رهبری شده بود که قادر به گرفتن کوچکترین تصمیم سیاسی و نظامی نبود. در ۳۰ آوریل سال ۱۹۴۵، هیتلر با شلیک به سر و خوردن سیانور، خودکشی کرد. اوا براون، معشوقه هیتلر که در آخرین روز با وی ازدواج کرد، او را در خودکشی همراهی کرد. با وصیت وی، جسد او و اوا براون با بنزین سوزانیده شد. در همان روز، رئیس دستگاه تبلیغات نازیهای یعنی گوبلز و همسرش بعد از کشتن فرزندانشان، خودکشی کردند. ارتش شوروی در ۲ و ۳ ماه می سال ۱۹۴۵، ابتدا جسد گوبلزها را پیدا کرد و سپس در پنج می، بقایای پیکر هیتلر را پیدا کرد.
اینها چیزهایی هستند که همه میدانند. اما در این میان برخیها هم عقیده داشتند و حتی دارند که هیتلر، به نحوی موفق به فرار شده است. حتی اخیرا، یک باستانشناس و متخصص استخوان به نام «نیک بانتونی» و یک استاد ژنتیک به نام «لیندا استراسبورگ»، در اظهار نظرهایی، شک و تریدهای تازهای را در مورد اصالت بقایی به جا مانده از پیکر هیتلر، برانگیختند، اظهار نظرهایی که بازتاب رسانهای پیدا کرد.
به همین دلیل، خبرگزاری CNN کوشید که یک بار دیگر به نحوی قضیه را بررسی کند. در مقالهای که چند روز پیش این خبرگزاری منتشر کرد و این چند روزه در شبکههای اجتماعی لینکدهی با دفعات لینک شده است، چیزهای تازهای در مورد آنچه بر سر پیکر هیتلر آمد، به چشم میخورد.
CNN حقایق ادعایی تازه را در مصاحبه اختصاصی با رئیس قسمت آرشیو سازمان امنیت ملی روسیه FSB ، فردی به نام «ژن واسیلی خریستوفوروف»، به دست آورده است:
در اوایل ژوئن سال ۱۹۴۵، ارتش شوروی جسد هیتلر و براون را در جنگلی در بیرون شهر راتنئو Rathenau به خاک سپرد. ۸ ماه بعد، یعنی در فوریه سال ۱۹۴۶، جسدها مجددا از خاک بیرون آورده شدند و در یک پادگان ارتش شوروی در شهر ماگدبرگ آلمان شرقی، دفن شدند.
تا زمانی که روسها بر محل دفن تسلط داشتند، خیالشان از دسترسی غریبهها به محل دفن، راحت بود. اما در مارس ۱۹۷۰، یعنی زمانی که قرار شد که شوروی این پادگان را تخیله کند و آن را تحویل مقامات آلمان شرقی بدهد، این واهمه در سر مقامات امنیتی شوروی شکل گرفت که ممکن است، محل دفن هیتلر به پرستشگاه کسانی تبدیل شود که عقاید فاشیستی دارند.
رئیس وقت KGB در آن زمان، یوری آندروپوف بود، او با کسب موافقت از سران حزب کمونیست، اجازه یافت که یک مأموریت فوق سری را برای امحاء بقایای اجساد هیتلر و دیگر نازیها به مرحله اجرا درآورد.
اسم رمز این عملیات آرشیو یا The Archives بود و به وسیله گروهی از عوامل KGB انجام شد. این عملیات در ۴ آوریل سال ۱۹۷۰ انجام شد. آنها دو پروتکل برای این عملیات داشتند. در یک پروتکل، آنها میتوانستند با انهدام فیزیکی کل محل، مأموریت را به انجام برسانند، اما در پروتکل بعدی، آنها با نبش قبر، بایستی بقایای اجساد را بیرون میآوردند و نابود میکردند. آنها ترجیح دادند از شیوه دوم استفاده کنند. بقایای اجساد در یک کوره، در بیرون شهر شوئنبک Shoenebeck که در ۱۱ کیلومتری ماگدبرگ بود، سوزانده شد، خاکسترها جمع شد و به رود Biederitz ریخته شدند.

تنها قسمتهایی که از بدن هیتلر باقی ماند، قسمتهایی از استخوان آرواره و جمجمه او بود که به روسیه فرستاده شد. FSB شکی در متعلق بودن این قطعات استخوانی به هیتلر ندارد. در سال ۲۰۰۰، در جریان نمایشگاه جنگ جهانی دوم در مسکو، این قطعات جمجمه هیتلر که سوراخ گلولهای که هیتلر با آن خودکشی کرده بود، روی آن مشخص بود، به نمایش گذاشته شد.
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting), عمومی | برچسبها: هیتلر, سرنوشت | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در دسامبر 22, 2009
سالهاست که دیگر مسائل زیست- محیطی از قالب دغدغههای لوکس قشر خاصی از جامعه یا معضل فکری کشورهای محدودی از جهان به درآمدهاند. دیگر کسی نیست که متوجه تغییرات ناخوشایند اقلیمی در دور و برش نشده باشد. فرقی نمیکند که این شخص یک روستایی کشاورز باشد یا یک کارمند پشت میزنشین.
به عبارت دیگر همه باور دارند که «باید کاری کرد»: باید مصرف سوختهای فسیلی را کاهش داد، باید به انرژیهای سبز بیشتر بها داد، باید کمتر گاز گلخانهای راهی جو زمین کرد. اما مسئله مهم این است که چگونه باید چنین باور و اعتقادی را عملی کرد؟ چه کسی باید هزینه کند؟ چطور باید این سرمایهگذاری را هزینه کرد؟ چگونه باید به تعهدها عملی کرد؟ چگونه باید سیاستهای پیشگیری از تغییرات سوء اقلیمی را در عین حفظ نرخ رشد اقتصادی، عملی کرد؟
در مقام سخن، میتوان شعرهای زیادی سرود و اشکهای زیادی ریخت، اما در مقام اجرا و هنگامی که لحظهای خود را جای مقامهای اجرایی و سیاستمداران دنیا بگذاریم، متوجه میشویم که مسئله اصلا ساده نیست و با چند روز همایش و چند تصمیمگیری حل نمیشود و در حال حاضر همه ما عملا در یک هزارتوی پیچیده گرفتاریم.

چند روز پیش «وال استریت ژورنال» مقالهای از Bjorn Lomberg منتشر کرد، او مدیریت همایش جهانی تغییرات اقلیمی در کپنهاگ و یک اتاق فکر در مورد این موضوع خطیر را بر عهده دارد. همچنین وی نویسنده یک کتاب مهم درباره مشکلات زیست- محیطی به نام Cool It است.
مقاله او -که در زیر چکیده آن را میخوانید- نشان میدهد که تا چه میزان توافق بر سر یک راهبرد هوشمندانه و سرمایهگذاری کارا، برای خطری که آینده همه ما را تهدید میکند، دشوار است. او در مقالهاش مینویسد که چگونه نیازها و دغدغههای آنی و همچنین فشارهای داخلی بر رهبران جهان، مانعی بلند بر سر راه تصمیمگیریهای مؤثر شده است.
تأسفبارترین حقیقت در مورد تغییرات اقلیمی و دلیل اصلی برای اینکه ما باید نگران پیدا کردن پاسخ باشیم، این است که کشورهایی که در نتیجه این پدیده با عواقب بدتری روبرو خواهند شد، در زمره فقیرترین آنها هستند.
متأسفانه مسئله تغییرات اقلیمی جزو اولویتها و دغدغههای فوری بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیست. مثلا برای کسی که در یک منطقه دور افتاده در لوساکای زامبیا زندگی میکند، جان سالم به در بردن از مالاریا، یعنی بیماریای که ممکن است هر آن، جان یک شهروند این منطقه را بگیرد، بسیار بااهمیتتر از گرمایش جهانی است. واقعا چگونه می توان انتظار داشت که مادری که در یک اردوگاه پناهندگان در بنگلادش با فرزندانش به سختی زندگی را سر میکند به جای اینکه به تأمین غذا برای فرزندانش فکر کند، به تغییرات اقلیمی باندیشد. البته ممکن است یک زن مبتلا به ایدز که در دامنههای کلیمانجارو در تانزانیا زندگی میکند، متوجه آب شدن یخچالهای طبیعی این منطقه شده باشد، اما وقتی خودش و آدمهای پیرامونش در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری مهلک ایدز هستند، چه جایی برای اندیشناک شدن درباره مسائل زیست محیطی باقی میماند؟ تخمینها نشان میدهند که اگر هیچ کار بهداشتی در مورد مبارزه با بیماری مالاریا انجام نشود، تا سال ۲۱۰۰، بیشتر از ۳ درصد جمعیت دنیا در خطر ابتلا به این بیماری قرار میگیرند.
بنابراین دولتها مجبورند که برای پاسخ دادن به مشکلات آنی شهروندانشان، منابع مالی خود را بیشتر متوجه این سمت و سو کنند. از سوی دیگر، هزینه اقدامات لازم برای کم کردن گازهای گلخانهای، بسیار زیاد است. تخمین زده شده که برای اینکه دمای توسط فعلی زمین نسبت به زمان قبل از صنعتی شدن جوامع، بیش از ۲ درجه افزایش نباید، هر سال باید ۴۰ میلیارد دلار هزینه شود. در حالی که تنها با ۳ میلیارد دلار در سال و هزینه کردن این مبلغ برای خرید پشهبندها، اسپریهای ایمنتر DDT و سرمایهگذاری برای پیدا کردن روشهای درمانی تازهتر، ظرف ۱۰ سال می توان میزان ابتلا به مالاریا را به نصف کاهش داد.
به عبارت دیگر، با همان پولی که برای نجات یک زندگی به خطر افتاده به علت آزاد شدن گازهای گلخانهای، صرف میشود، میتوان با راهبرد هوشمندانهتر جان ۷۸ هزار نفر را نجات داد.

ما در اینجا با یک تناقض روبرو میشویم و بر سر یک دوراهی قرار میگیریم. البته هستند کسانی که این ایده را دارند که ما اصلا مجبور نیستیم که بین هزینه کردن برای جلوگیری از تغییرات اقلیمی بیشتر و هزینه لازم برای مداخلات حاد در مورد بیماریها یا سوء تغذیه، یکی را انتخاب کنیم. ما میتوانیم هر دو کار را در کنار هم انجام دهیم. اما عملا نشانهای از چنین رویکردی به چشم نمیآید.
هفته پیش فعالان آژانس بینالمللی Oxfam اعلام کردند که کشورهایی اروپایی قصد دارند، در کمکهایی را که به کشورهای در حال توسعه میکنند، تجدیدنظر کنند و آن را مورد بوجهبندی مجدد قرار بدهند، یعنی احتمال دارد که آنها مبلغی از بودجه فعلی را در قالب کمکهای زیست محیطی به کشورهای فقیر بدهند. چنین کاری میتواند موجب مرگ ۴٫۳ میلیون کودک و نرسیدن خدمات درمانی به ۸٫۶ میلیون بیمار مبتلا به ایدز شود.
اگر به بهانه کمک برای مبارزه با تغییرات اقلیمی از هزینههای بشردوستانه دیگر کاسته شود، واقعا چه چیز عایدمان خواهد شد؟ تازه بعید نیست که مثل پیمان کیوتو ، اقدامات لازم برای کاهش گلخانهای، در کاهش گرما مؤثر نباشند. بنابراین عملا پولی که صرف کاهش آزاد شدن گازهای گلخانهای میشود، از بودجه مؤثر برای رساندن غذاها و ریزمغذیها، اقدامات جلوگیری از ایدز، سرمایهگذاری روی زیرساختهای بهداشتی و آموزشی و تأمین آب و سیستم فاضلاب سالم میکاهد.
گرچه همه به این حقیقت اعتقاد دارند که باید کار عاجلی برای کاهش گازهای گلخانهای انجام شود و باید در پی یک راهبرد جهانی جانشین پیمان کیوتو بود، ولی واقعیات و تنگناها چیزهای دیگری میگویند. کدام دولت خطر میکند و مالیات سوختها را افزایش میدهد و کدام دولت در حالی که هنوز دسترسی به سوختهای فسیلی وجود دارد، روی انرژیهای پاک جایگزین سرمایهگذاری صدها میلیون دلاری یا چند میلیارد دلاری میکند؟ در شرایطی که انسانها به یاری انرژی ارزان فسیلی در طول چند قرن توانستند وضعیت بهتری داشته باشند و از لحاظ اقتصادی پیشرفت شگرفی کنند، امید داشتن به استفاده نکردن از انرژیهای فسیلی در یک بازه زمانی چند دهه ای بیش از حد خوشبینانه است و رهبران سیاسی کشورهای بزرگ دنیا هم همگی به این حقیقت اذعان دارند که کاهش رها شدن کربن به جو زمین، فعلا از لحاظ اقتصادی، تکنیکی و سیاسی قابل دسترس نیست. همین معضل، در اجلاس جهانی ریو دو ژانیرو در سال ۱۹۹۲ و در سال بعد در کیوتو هم وجود داشت.
با وجود همه این مشکلات، هفته پیش بارقههایی از امید هم به چشم خورد، پیشنویسی از قراردادی آماده شد که بر اساس آن، کشورهای پیشرفته متعهد و نه مخیر به انجام اقدامات تازه میکند. این پیشنویس هم کشورهای پیشرفته و هم کشورهای در حال توسعه را متعهد به کاهش گازهای گلخانهای میکند. همچنین امیدهایی برای افزایش سرمایهگذاری روی انرژیهای پاک و اصطلاحا سبز، وجود دارد. امید میرود که در آینده ۰٫۲ درصد تولید ناخالص کشورها صرف سرمایهگذاری روی این انرژیها بشود که در کل مبلغی بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد شد. این مبلغ ۵۰ برابر هزینه صرف شده کنونی است.
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting) | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در جولای 10, 2009
|

در نقاشی، شاخه طراحی چهره افراد در نماهای مختلف از سخت ترين بخش های کار است که احتياج به تمرين بسیار زياد و کسب تجربه در بازه زمانی نسبتا طولانی دارد. حالا تصورش را بکنيد که يک ربات علاقمند، راه صد ساله را يک شبه طی کند و یک استاد طراحی چهره انسان از کار در بیاید.
Hui Lia نام اين ربات است که قادر به طراحی چهره تمام رخ انسان است. اين ربات ابتدا به کمک دوربینی از چهره شما عکس برداری می کند. سپس از شما می خواهد که مچ دست و انگشت اشاره خود را در بندهای مخصوص طراحی گذاشته و قلم و يا ماژیکی را به دست بگیرید.
طولی نمی کشد که اين ماشین طراح همانند یک استاد کار دست شما را میگیرد و با طی کردن مسير هایی بر روی کاغذ تصویر چهره شما را طراحی خواهد کرد. اگر سر سوزن ذوقی داشته باشيد می توانيد به کمک این ربات نقاشی کردن را ادامه داده و تا مرحله پیشرفته طراحی چهره جلو بروید.
در حال حاضر نمونه آزمايشی این ربات در دانشکده هنر دانشگاه رويال لندن قرار دارد و شما می توانید برای دیدن نحوه کار و هنرمندی های آن همه روزه به این دانشگاه مراجعه کنید.
به نسل بعدی اين ربات فکر کنيد. به نظر من فرزندان آينده این ربات حتما قادر خواهند بود که دست انسان را گرفته و با رد یابی امواج مغزی وی، تصاویر تجسم شده در ذهن او را به تصویر بکشد.
منبع
|
نوشته شده در IT (information technology)i, جالب ترین ها (interesting), عمومی, ماشین | برچسبها: robot, استاد کار, ربات | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در جولای 8, 2009

شرکت میشلن، يکی از بزرگترین تولید کننده های لاستیک در دنیا اقدام به طراحی تایری بدون نیاز به تیوپ و باد کرده است که علیرغم ظاهر عجیب و ظریفی که دارد، بسیار مقاوم و کاربردی است.
میشلن نام این نوآوری جالب را Tweel گذاشته، که مرکب از دو کلمه ی Tire و Wheel است.
این تایر کم باد نمیشود، پنچر نمیشود و هرگز نمیترکد؛ چون نه تیوپ دارد، نه نیازی به باد شدن.
پلیمری به نام Polyurethane با شبکه بندی خاصی درون این تایر طراحی شده، که استحکام خاص به این تایر داده و آن را حتی برای ماشین آلات سنگین راه سازی هم قابل استفاده کرده است.
در ادامه این مطلب بقیه تصاویر و یک ویدئوی جالب از این ابداع شرکت میشلن را ببینید.

ادامهی این ورودی را بخوانید »
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting), عمومی, عکس(picture) | برچسبها: میشلن, تایر, تایر بدون باد | ۱ دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در جولای 6, 2009

اگر میخواهید سیگار بکشید، بکشید.
میدانم «میطلبد» با رفیقی گپ بزنید و اختلاط کنید.
اما لطفا کمی آرامتر صحبت کنید. آخر حواس ما را پرت میکنید.
مایی که بالای سرتان، بالای قبری که برای خودتان کندهاید
مشغول فاتحه خواندن هستیم.
و به این فکر میکنیم
کاش یک بار به حرفمان گوش کرده بودید و حالا ما را
مایی که دوستتان داریم را با غم نبودتان جان به سر نمیکردید.
فاتحهای برایتان میخوانیم و توی دلمان میگوییم حیف شد.
حالا دنیا یک چیزی کم دارد. دیگر کاری نمیشود کرد. حیف شد
* این تبلیغ را احتمالا، The Everest Brand Solutions agency برای من طراحی کرده است که به آن دوست عزیزی تقدیمش کنم که گاهی فراموش میکند سرطان ریه درمان نمیشود. به دیگر دوستان سیگاریم هم باید نشانش دهم.
ببخشایید اگر ناراحتتان میکنم.میدانم خیلی چیزها را درک نمیکنم. اما چه کنم که اینجا قرار است به میزان سطح شعور خودم حرف بزنم. ببخشایید
نوشته شده در تبلیفات advertising, جالب ترین ها (interesting), عمومی, عکس(picture), پزشکی سلامت, کاریکاتور | برچسبها: دوستان, دوستان سیگاری | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در جولای 5, 2009

اين تصویر پشت جلد شماره اخير مجله «کريستين ساینس مانيتور» است. در تصوير نیم رخ دو زن را مي بینید. اما فقط يکي از آنها واقعی است. و ديگري یک ربات است. سوال اینجا است که کدام یک واقعي است و کدام يک ربات؟
مي توانيد نظر خودتان را در بخش نظرات بنويسيد. اگر مجله را داشته باشید پاسخ سوال در صفحه پنج آن درج شده است. در غیر اين صورت وبلاگ بوینگ بوينگ که اين سوال را مطرح کرده جواب را فردا دوشنبه خواهد داد. و ما هم آن را تا دوشنبه نخواهیم گفت!
انگار با روزهایی که دیگر نتوان انسان را از ماشين تشخيص داد فاصله چندانی نداريم. هر چند من شخصا ترجیح مي دهم در تمايز انسان از ماشین مشکل داشته باشم تا در تمایز انسان از انسان.
حالا به نظر شما کدام واقعی است و کدام ربات؟
منبع
نوشته شده در IT (information technology)i, جالب ترین ها (interesting), عمومی, عکس(picture) | برچسبها: ربات, robot | ۱ دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در جولای 3, 2009
|

هر روزه در صفحه حوادث راجع به تصادفات و چپ کردن ماشین ها مطالبی می بینیم اما عکسی که در بالا می بینیم در مورد یک ساختمان 13 طبقه است.
یکشنبه گذشته تمام یک ساختمان 13 طبقه به صورت درسته از حالت ایستاده به حالت خوابیده تبدیل شد. سوای پایه ضعیف اگر بخواهیم منصف باشیم این ساختمان می بایست دارای ساختار محکم و خوبی باشد که در اثر این حادثه مهیب در هم نشکسته است و هنوز ظاهر تقریبا سالمی دارد اما با این حال می توان گفت که یک معجزه کوچک اتفاق افتاده است. جالب اینجا است که این حادثه فقط یک کشته داشته است! به نظر می رسد علت این اتفاق، مشکلی در دیوار های ضد سیل برای رود نزدیک آنجا یعنی رودخانه دیانپو بوده است. ولی علت روشنی برای اینکه این ساختمان بزرگ به راحتی از یکطرف سقوط کند وجود ندارد.
|
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting), عمومی, عکس(picture) | برچسبها: شانگهای, ساختمان, چپ کرد | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در می 19, 2009
21 دسامبر 2012 پایان تقویم مایاها ست و در ابتدا منشاش آنجا بوده است

آیا عبارت روز رستاخیز به گوشتان خورده است؟
روز رستاخیز روز پیش بینی شده ای در فرهنگ معاصر غرب است که خبر از تحولات عظیم و مهمی در دنیا می دهد که قرار است در 21 یا 23 دسامبر سال 2012 اتفاق بیفتد. این ایده بارها در کتابهای متعدد، اینترنت و مستندهای تلویزیونی منتشر شده است. 21 دسامبر 2012 پایان تقویم مایاها ست و در ابتدا منشاش آنجا بوده است.
مایاها که فرهنگ و تمدن مخصوص به خود را دارند، از بومیان قاره آمریکا به شمار می آیند و تقویمشان از 5125 سال قبل آغاز شده و در سال 2012 به پایان می رسد و این واقعه همراه شده با اخطارهای هواشناسان و دانشمندان محیط زیست درباره نقطه حد زمین که می تواند باعث انقراض بسیاری از جانداران شود که با بسیاری از افسانه ها، کتابهای آسمانی و گفته های پیامبران همخوانی دارد. ادامهی این ورودی را بخوانید »
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting), عمومی | برچسبها: 23 دسامبر سال 2012, فرهنگ, مایاها, روز رستاخیز, غرب | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در می 19, 2009
استیفن هاوکینگ از عجیب ترین ساعت دنیا پرده برمیدارد
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷
این ساعت یک میلیون دلاری مکانیکی با ملخ زمان خور بزرگش جمعه در دانشگاه کمبریج سرو صدا به پا کرده است و کیهان شناس مشهور استیفن هاوکینگ در دانشگاه آن را معرفی نمود.
ساعت ، عقربه یا شماره ای بروی خود ندارد اما شکاف هایی دارد که بروی روکش طلایی بدنه اش ایجاد شده. وقتی چرخ دنده می چرخد، نشانه های آبی که دیود نوری هستند، در ساعت، دقیقه و ثانیه صحیح می ایستد. ادامهی این ورودی را بخوانید »
نوشته شده در IT (information technology)i, جالب ترین ها (interesting), عمومی, فیزیک (physics), نجوم(astronamy) | برچسبها: clock, استیفن هاوکینگ, ساعت, عجیب ترین | بیان دیدگاه »
ارسال شده توسط irjavan در می 11, 2009

درگرانقیمت ترین كفش جهان موسوم بـه كفش هـای سیــندرلا از 565 قطعه الماس به وزن 55 قیراط استفاده شده است قیمت آن بالغ بـر 2 میـلـیون دلار
(1 میلیارد و 700 میلیون تومان) است ادامهی این ورودی را بخوانید »
نوشته شده در جالب ترین ها (interesting), عمومی, عکس(picture) | برچسبها: جهان, گران قیمت ترین, گــــرانقیمت ترین بلندگوی جهان, گرانقیمت ترین وان جهان, درگرانقیمت ترین كفش جهان, گرانقیمت ترین یخچال جهان | 2 دیدگاه »