ما
در عصرِ احتمال بهسر میبریم
در عصرِ شکّ و شاید
در عصرِ پیشبینیِ وضعِ هوا
(از هرطرفکه باد بیاید)
در عصرِ قاطعیّتِ تردید
عصرِ جدید
عصریکه هیچاصلی
جز اصلِ احتمال، یقینی نیست
امّا من
بینامِ تو
حتا
یکلحظه احتمال ندارم
چشمانِ تو
عینالیقینِ من
قطعیّتِ نگاهِ تو
دینِ من است
من از تو ناگزیرم
من
بینامِ ناگزیرِ تو، میمیرم!
(اسفندِ ۶۷)
بایگانیِ دستهی ‘شعر’
عصر جدید (قیصر امینپور)
ارسال شده توسط irjavan در دسامبر 27, 2009
نوشته شده در شعر | برچسبها: قیصر امینپور, عصر جدید | بیان دیدگاه »
غزلی عاشفانه از محمد صالح سلطانی سروستانی
ارسال شده توسط irjavan در می 6, 2009
با درود غزلی عاشفانه از محمد صالح سلطانی سروستانی:

پرسیدمت که از دم باران رسیده ای؟
گفتی نه! از حوالی تهران رسیده ای
از هر کجا که آمدی فرقی نمی کند
چون از دیار خاطره هامان رسیده ای
لبهات پرتقالی است و گونه هات سرخ
مانند سیب قرمز لبنان رسیده ای
پاییز ماه چهره ات خورشید می شود
از ماه عاشقانه ی آبان رسیده ای
**
گفتی که دوست داری ام اما دروغ بود
آخر عزیز تازه به دوران رسیده ای
قلبم شکست روی غزل های گونه ات
اما تو همچو سنگ بیابان رسیده ای
هر بار می نویسمت پاییز می شود
اما تو از دیار زمستان رسیده ای.
نوشته شده در شعر, عمومی | برچسبها: محمد صالح سلطانی سروستانی, سروستانی, عاشفانه, غزل, غزلی عاشفانه | بیان دیدگاه »
اشعار فاضل نظری
ارسال شده توسط irjavan در می 5, 2009
اشعار فاضل نظری
1)
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
نوشته شده در شعر | برچسبها: فاضل نظری, اشعار, اشعار فاضل نظری | 2 دیدگاه »
