چند اصطلاح فارسي و معادل انگليسي آن ها

آن قدر گفتم تا زبانم مو در آورد.

 

I kept talking until I was blue in the face.

 

 

اين يك اشتباه لپي است.

 

This is a slip of the tongue.

 

 

براي ديدن مادرم دل تو دلم نبود.

 

I had my heart in my mouth to see my mother.

 

 

او در كارها مو از ماست مي كشد.

 

He is the person to split hairs in everything he does.

 

 

او هميشه سر دوستانش را شيره مي مالد.

 

He always pulls the wool over his friends› eyes

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s