شرکت‌های سیگارسازی، ژورنال‌های علمی و رسانه‌های ما را فریب می‌دهند

به دنبال تصویب قانون افشای فعالیت‌های تجاری شرکت‌های سیگارسازی ایالات متحده، اسناد جالب توجهی برای پژوهشگران پدیدار شده است. براساس این سندهای تجاری، شرکت‌های سیگارسازی در چند دهه اخیر و در راستای افزایش فروش محصولات خود، به اقداماتی نظیر حمایت از برپایی همایش‌های سالانه پزشکی و بهداشتی آمریکا و اروپا، چاپ مقالات جهت‌دار در روزنامه‌ها و نشریات علمی، حمایت از ساخت برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و همچنین شرکت در برنامه‌های جهت‌دار نظرسنجی دست می‌زنند.

 

   ● نویسنده: جرج مونبیت
● منبع: ماه نامه – سیاحت غرب – 1386 – شماره 56، اسفند – به نقل از http://www.Guardian.com.uk
 

در سال 1998 میلادی و در راستای مبارزه با مصرف سیگار و سایر محصولات دخانی در ایالات متحده، این شرکت‌ها ملزم شدند که اسناد فعالیت‌های داخلی خود را در معرض دید عموم مردم قرار دهند. در این میان، سندی در ماه گذشته به دست من رسید. این سند، یادداشتی بود که توسط یکی از مدیران ارشد شرکت «فیلیپ موریس» (بزرگ‌ترین تولیدکننده سیگار دنیا) خطاب به یکی از همکارانش در این شرکت نوشته شده بود. عنوان این سند این بود: «گزارش فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های شرکت در برپایی همایش‌های علمی در سال 1994 و 1995 میلادی». در ادامه چنین می‌خوانیم: «من در نشست مشترکی با حضور چارلز‌های و جاکون اسمیتسون شرکت کردم تا برنامه فعالیت‌های در دست اجرای شرکت در راستای گسترش فعالیت‌ها و توسعه سودآوری، مورد توافق نهایی قرار گیرد. همچنین در این جلسه، چگونگی تهیه و مصرف منابع مالی موردنیاز، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.»


این گزارش نشان می‌دهد که در سال مالی گذشته، کنفرانس سالانه «ارایز» در مجموع، 400/373 دلار به دست آورده است. 000/2 دلار از این پول توسط شرکت کوکاکولا، 900 دلار توسط سایر شرکت‌های تجاری و بقیه هم توسط شرکت فیلیپ موریس، شرکت «دخانیات آمریکا – انگلیس»، شرکت «آر.جی.رینولدز» و شرکت «روثمنز» پرداخت گردیده است. بدین ترتیب، بیش از 99 % از منابع مالی این مؤسسه، توسط شرکت‌های سیگارسازی تأمین گردیده است. باید خاطرنشان کرد که بودجه ارایز در این دوره، 750/773 دلار بوده است. همچنین روثمنز و رینولدز 000/200 دلار از این مبلغ را تأمین نموده بودند. در نهایت هم این مؤسسه پیشنهاد کرده بود که شرکت فیلیپ موریس 000/300 دلار از آن را پرداخت کند. اما ادامه این گزارش، جالب تر است:
«ما دریافته‌ایم که اقداماتی نظیر طرح بزرگ نظرسنجی مؤسسه «موری» می‌تواند اثربخشی زیادی به ویژه در بخش پوشش رسانه‌ای این رویداد، داشته باشد. ما در سال جاری هم این اقدامات را انجام خواهیم داد و موضوع آن هم «استرس در محیط کار» خواهد بود… البته هم اینک نیز پیش‌نویس سؤالات پرسشنامه جهت بررسی و ارائه نظرات اصلاحی به تی.آندرادی (وکیل ارشد حقوقی شرکت فیلیپ موریس) و ام وینوگر (مدیر فعالیت‌های روابط عمومی این شرکت) تحویل گردیده است. به علاوه ما در سال آینده جزو شرکت‌کنندگان و حامیان چند کنفرانس علمی مهم در اروپا خواهیم بود. چنین اقداماتی، با پوشش مطلوب خبری از سوی رسانه‌های مختلف تلویزیونی و رادیویی و همچنین روزنامه‌ها و مجلات همراه خواهد شد.» بدین ترتیب، شرکت سیگارسازی فیلیپ موریس با بهره‌گیری از خدمات یک شرکت بزرگ انگلیسی فعال در حوزه روابط عمومی و تبلیغات، فعالیت‌های رسانه‌ای و مطبوعاتی خود را سازمان دهی می‌کند. البته آنان اهداف دیگری نظیر حضور در هیأت‌های برگزار کننده این همایش‌ها و همچنین استخدام افراد توانمند را نیز همواره در دستور کار خویش دارند.
اسناد منتشر شده حاکی از آن است که یکی دیگر از این کنفرانس‌های علمی اروپایی در حوزه سلامت و پزشکی هم، با حمایت مالی غیررسمی شرکت‌های فیلیپ موریس، روتمنز و احتمالاً RJR و BAT برپا شده است. در ادامه این گزارش نیز اشاره شده که این کنفرانس را نه دانشمندان برجسته و صاحب‌نظر، که در حقیقت شرکت فیلیپ موریس و دوستانش، راهبری و مدیریت می‌کنند. از سوی دیگر، در سند انتشار یافته دیگری، به چگونگی آغاز به کار چنین گروه‌های کاری‌ای اشاره گردیده است. مثلاً لازم به ذکر است که در سال 1988 میلادی، انجمن جراحان ایالات متحده اعلام نموده بود که «نیکوتین آثار اعتیادآوری همانند هرویین و کوکایین دارد.» صنعت دخانیات در پاسخ به این انجمن، گروهی از اساتید دانشگاهی را استخدام نمود تا به بررسی علمی این سوء رفتارها بپردازند. البته هدف نهایی آنها این بود که نیکوتین در کنار سایر موادمخدر جای نگیرد.
در میان این پزشکان، نام پرفسور واربورتون به چشم می‌خورد. من فهرستی از سؤالات را برای او ارسال نمودم، اما وی اعلام نمود که فرصتی برای پاسخ به آنها ندارد. البته تعدادی از اساتید دانشگاه نیز بعدها اعلام نمودند که تحقیقات انجام شده توسط پرفسور واربورتون با حمایت شرکت‌های سیگارسازی انجام گردیده است. لذا اگرچه دانشگاه وی از طریق برپایی این کنفرانس در مجموع 000/300 پوند به دست آورده است، اما منابع تأمین و پرداخت چنین بودجه هنگفتی، همچنان مبهم و نامعلوم می‌باشد. البته هم اینک مشخص گردیده که دانشگاه «ریدینگ» و پرفسور واربورتون در سال‌های 1995 تا 2003 میلادی، پروژه‌های مشترکی را با شرکت سیگارسازی BAT نیز به انجام رسانیده‌اند. البته گویی هیچ‌گاه برای آنان این سؤال به وجود نیامده که این بودجه چگونه تأمین می‌شود و چگونه آقای واربورتون مقالات و فعالیت‌های علمی خود را به چنین سمت و سویی سوق داده است؟ این شرایط مطمئناً کاملاً مورد توجه و جذاب است، چرا که در حقیقت، ما با موجی از «سانسور» و «محدود شدن آزادی‌های علمی» در دانشگاه‌ها و کنفرانس‌ها و مجلات علمی وابسته به آنها روبه‌رو شده‌ایم.
مثلاً مدیران ژورنال فارماکولوژی عصبی به من اعلام نمودند که از روابط مالی پرفسور واربورتون و شرکت‌های سیگارسازی و اعطای مبالغ هنگفت به وی، بی‌اطلاع بوده‌اند. بی‌تردید این وظیفه هر نویسنده‌ای است که منابع مالی خود را افشا نماید و مطمئناً نشریات علمی هم باید در این زمینه پیشگام شوند و به تحقیق در این مورد بپردازند. هرچند مدیران این نشریه به من اعلام نمودند که در این بخش، به هیچ اقدامی دست نمی‌زنند، چرا که چنین روابط پشت‌پرده‌ای به آنان ارتباطی ندارد. البته در سال 2003 میلادی، پرفسور واربورتون بدون هیچ‌گونه توضیحی در مورد اتفاقات به وجود آمده و بدون توجه به اصول اخلاقی حرفه پزشکی، تصمیم به بازنشستگی گرفت. هرچند هم اینک نیز استاد مدعو دانشگاه ریدینگ به شمار می‌رود.
اما چه مقدار از مطالب منتشر شده در ژورنال‌های علمی و یا کنفرانس‌های تحقیقاتی و یا آموزش‌های بهداشتی و سلامت ارائه شده در رسانه‌های ما، به چنین منابع مالی افشا نشده‌ای وابسته است؟ و چه تعداد از فعالیت‌های رسانه‌ای ما در زمینه‌هایی نظیر «مقررات زدایی»، «فرهنگ جبران خسارت» و یا «ترس‌های عمومی ناشناخته در میان مردم»، به صورتی مخفیانه توسط ابرشرکت‌های هیولاوار، تأمین مالی و حمایت می‌گردد؟ به علاوه، آیا کسی پاسخ این سؤال را می‌داند که چه تعداد از برنامه‌های پزشکی پخش شده در شبکه‌های تلویزیونی ما، در سایه طرح‌های تبلیغاتی و روابط عمومی چنین ابرشرکت‌هایی، تهیه و پخش می‌شود؟ مطمئناً چنین رویدادهایی به ما نشان می‌دهد که رسانه‌ها و دانشگاهیان ما از بدبینی لازم نسبت به چنین حمایت‌های فوق‌العاده‌ای برخوردار نیستند. اما بی‌تردید یک سؤال روشن باید در برابر هر نشریه و نویسنده چنین رسانه‌ها و نشریاتی مطرح گردد: «چه کسانی منابع مالی این فعالیت‌ها را تأمین می‌کنند؟»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s